مخصوص خودم!
متن کلیشه ای کپی پیست نکن
پی ام ''همگانی'' تبریک نفرست.
من جزو اون آلِ سند تو آلِت
نباشم لطفا!
واسه من خاص بنویس؛
مخصوص خودم!
همونقدی که خاص بودی واسم
تو سالی که گذشت...
مردانِ واقعی ، برای زنانِ جامعه ، نمادِ امنیت و آرامش هستند ، نه نمادِ ناامنی و وحشت !!!
مردانی که "غیرت" را در لبخند و آسایشِ بانویشان می بینند و اگر روزی آب تویِ دلش تکان خورد ، به مردانگیشان بر می خورد ... !
مردانِ واقعی ، ادعایِ پوشالی ندارند و برایِ ارضایِ روحیه ی والایِ مردانه شان نیاز دارند "مردانگی" کنند نه برایِ جلب توجه !!!
مردانی بزرگ که به حرمتِ آفرینششان "وفادارند" ... !
مردانی که قدرت را به زورِ بازو نمی بینند و "زن" را سوایِ از جنسیت و تفاوت ها ، قابلِ ستایش می دانند ...
اینقدر سخت و پر هزینه اش نکنید ...
مردانگی به رفتارِ مردانه است ،
نه به ته ریش و مدلِ مو و عطرتلخ و لباس هایِ مارکدار ... !
ﺫﻭﻕ ﻣﺮﮒ – ﻋﻠﺖ : ﺭﻓﺎﻩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺮﺍﻧﯿﻬﺎﯼ ﺍﺧﯿﺮ
ﺯﺧﻢ ﺑﺴﺘﺮ – ﻋﻠﺖ : ﮐﻨﺪﯼ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﻧﻠﻮد کردن
ﭘﺎﺭﮔﯽ ﺭﻭﺩﻩ – ﻋﻠﺖ: ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﺳﯽ
مرگ مغزی: علت: تلاش برای درک وفهم مبالغ اختلاس شده
ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻐﺰﯼ – ﻋﻠﺖ : ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺭﺯ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ قیمت بانک مرکزی ۱۲۲۶ تومان و ﻗﯿﻤﺖ ﺁﺯﺍﺩ ﺁﻥ
ﺩﻕ ﻣﺮﮒ – ﻏﺼﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺟنایت و بیکاری در اروپا‼️‼️
ما از تلگرام بجای:
فلش
یوتیوب
فیسبوک
مسیج
موزیک پلیر
اینستا و گالری
آتاری
مجله جدول
دفترچه خاطرات
و...
استفاده میکنیم
نبندینش!
نه ڪسی هست ڪه حرف بزنی ...
نه چیزی هست ڪه بنویسی ...
گاهی توی دنیای حقیقی ڪه ڪم میاری ؛؛؛
میای توی دنیای مجازی ڪه شاید حضورت حس بشه ...
شاید یڪی بفهمه هستی ...
گاهی تنها جایی ڪه میتونی باشی ؛؛؛
همین دنیای مجازیه ...
همیشه آنلاین بودن به این معنا نیست ڪه
سرت شلوغه و داری حرف میزنی ...
گاهی آنلاین ترین ها ...
تنها ترین هستند ...!
بنویس.......؟؟؟
جوانها بیکار....!!
دختران مجرد،........!!
مادران دق مرگ ........!!
پدران سگ دو برای نان......!!
بنویس.........؟؟؟
بابا نای، نان دادن ندارد،
بابا کار ندارد...!
بابا سهمی برای استخدام ندارد...!
بنویس .......؟؟؟
آن بچه سرطان دارد....!
هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است،
خانه ی آنها پایین شهر است ،
اشک چشم های مادرش مروارید دارد ،
بنویس......؟؟
تلاش ما بی ثمر است !
صاحب خانه بابا را جواب کرد...!
حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود ، اما...؟
بابای من پول قبض آب و برق را ندارد.!
بنویس......؟؟
پسر همسایه ما از گرسنگی "مرد" ...!
اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند..!
بنویس......؟؟؟
در سرزمین من همه..؟؟
یا سنگ می فروشند ...!
یا سنگ می زنند ....!
یا سنگ می اندازند ...!
یا سنگدلند.....!
بنویس.......؟؟
پدر "60"ساله ام نگهبان ویلای اقازاده "20" ساله شده است ،
جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند !
دختر هایمان از نداری خود را الوده هوس نامردان می کنند
بنویس.زندگیمان چه سخت چه آسان ولی به اجبار می گذرد !
برگه ها بالا