مخصوص خودم!

واسه من
متن کلیشه ای کپی پیست نکن
پی ام ''همگانی'' تبریک نفرست.
من جزو اون آلِ سند تو آلِت
نباشم لطفا!
واسه من خاص بنویس؛
مخصوص خودم!
همونقدی که خاص بودی واسم
تو سالی که گذشت...

هالو وپخمه !

به نظرمن زیادی هم داناوآگاه بودن خوب نیست.گاهی لازم است که تعمدا هالو وپخمه هم بود!!
چراکه دراینصورت ،چون جدی گرفته نمی شوید ،همه ورق هایشان را وسط میزمی ریزندودربرابرشماماهیت واقعیشان رابرملا می سازند.درنتیجه شماکه درحقیقت هالو وپخمه نیستید دقیقا می توانید آن هاراتحلیل کنید ودربرابرشان "آس "هایتان را رو کنید وآن هارا "آچمز"کنید.
ومطمئن باشید که نمی توانند بفهمند چگونه بازی راباخته اندوبازهم به چشم هالو به شمانگاه می کنند.
اشکال ندارد بگذارید آن هادرافکارشان غوطه ورباشندوشمامدام بازی خودتان رابکنید.

عطسه!

لابلای دکمه های اعتقادش
باز
وهواهم اندرون پیکرپیراهن ایمان او
رقصان
عطسه خواهدکرد
ازدهانش حرف لبریز است عین دماغش
وبه سرانگشت اعمالش
درتناقض،باحرارت ،خشک
آویزان


عاشقم

من عاشقم،امانه عاشق کادر
ونه خطوط محاط ومحیط
عاشق چیزی فراتر
گستاخ تر
ضربدروگاهی منها!!
بیرون ازچارچوب های تصور.

"عادت"

کسی اینجانیست.
نه آنکه وعده ام می داد
به دوری پس ازعادت
نه آنکه ابتدااوبودوغیرش هیچ
منم معتادیک عادت
آلودن
تفکر،تعقل
تمام هستی ام را
به غارت برد
"عادت"

مردانِ واقعی

مردانِ واقعی عطرِ دیور و لالیک نمی زنند ، و مارک هایِ گرانِ گوچی و ورساچه نمی پوشند ...
مردانِ واقعی ، عطرِ مردانگی و محبتشان را به کلِ عطرهایِ گران قیمتِ دنیا ترجیح می دهند ...
مردانی که شاید ساده بپوشند ، اما متین حرف می زنند و نجیبانه رفتار می کنند ...

مردانِ واقعی ، برای زنانِ جامعه ، نمادِ امنیت و آرامش هستند ، نه نمادِ ناامنی و وحشت !!!
مردانی که "غیرت" را در لبخند و آسایشِ بانویشان می بینند و اگر روزی آب تویِ دلش تکان خورد ، به مردانگیشان بر می خورد ... !
مردانِ واقعی ، ادعایِ پوشالی ندارند و برایِ ارضایِ روحیه ی والایِ مردانه شان نیاز دارند "مردانگی" کنند نه برایِ جلب توجه !!!
مردانی بزرگ که به حرمتِ آفرینششان "وفادارند" ... !
مردانی که قدرت را به زورِ بازو نمی بینند و "زن" را سوایِ از جنسیت و تفاوت ها ، قابلِ ستایش می دانند ..‌.

اینقدر سخت و پر هزینه اش نکنید ...
مردانگی به رفتارِ مردانه است ،
نه به ته ریش و مدلِ مو و عطرتلخ و لباس هایِ مارکدار ... !

درگيري!

ما به شدت درگیر خواسته های نفسانی خود، شغل، خانواده، داشتن پول کلان، پرداخت اقساط، خرید ماشین جدید، تعمیر شوفاژ وقتی خراب می‌شود هستیم. ما با هزاران هزار از همین چیزهای کوچک مشغولیم تا روزگارمان بگذرد. به خاطر همین عادت نداریم که کنار بایستیم و به زندگیمان نگاهی بیندازیم و سوال کنیم آیا همه زندگی ما همین هاست؟ آیا اینها همه آن چیزهایی است که من می‌خواهم؟ آیا این میان چیزی گم نشده است؟

امروزبه دیدارخودم رفتم

امروزبه دیدارخودم رفتم
ازدیدن خودم حالم خوب شد
مرزبین دستان وتنم راکم کردم
خودم رادرآغوش کشیدم!
سخت!
سپس قهوه ای تلخ نوشیدم
وکمی ازخودم احوالپرسی کردم.
ازتنهاییم گلایه کردم
ارام انگشتم رابرلبان گذاشت:هیس!
گفت،ملولم ازدیو ودد،آنم آرزوست!
هیچ نگفتم وبرگشتم.
درسم ومشقم راگرفته بودم ،تاهمیشه

۵اردیبهشت ۹۷

ﻋﻠل ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ

◀️جدیدترین ﻋﻠل ﻣﺮﮒ ﻭ ﻣﯿﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ

ﺫﻭﻕ ﻣﺮﮒ – ﻋﻠﺖ : ﺭﻓﺎﻩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺮﺍﻧﯿﻬﺎﯼ ﺍﺧﯿﺮ

ﺯﺧﻢ ﺑﺴﺘﺮ – ﻋﻠﺖ : ﮐﻨﺪﯼ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﻧﻠﻮد کردن

ﭘﺎﺭﮔﯽ ﺭﻭﺩﻩ – ﻋﻠﺖ: ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﺳﯽ

مرگ مغزی: علت: تلاش برای درک وفهم مبالغ اختلاس شده

ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻐﺰﯼ – ﻋﻠﺖ : ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺭﺯ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ قیمت بانک مرکزی ۱۲۲۶ تومان و ﻗﯿﻤﺖ ﺁﺯﺍﺩ ﺁﻥ

ﺩﻕ ﻣﺮﮒ – ﻏﺼﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﻘﺮ ﻭ ﺟنایت و بیکاری در اروپا‼️‼️

تلگرام!!

‍ 

ما از تلگرام بجای:
فلش
یوتیوب
فیسبوک
مسیج
موزیک پلیر
اینستا و گالری
آتاری
مجله جدول
دفترچه خاطرات
و...
استفاده میکنیم
نبندینش!

ميخواهم خودم باشم!!

 دوست دارم مدتی خودم را بردارم و دور شوم
نمیدانم کجا اما میدانم باید رفت...
باید مدتی بی توجه به صد ها پیام خوانده نشده و زنگ های گوش خراش تلفن ،
قهوه بنوشم،
فیلم ببینم،
قدم بزنم،
نمیدانم ‌تا کی اما دلم میخواهد فرار کنم
از انتظار، حسرت، دلتنگی ، گذشته ، آینده، حال...
حقیقت تلخی است اما باید بپذیرم که هیچکس در هیج جای این دنیا آنقدر نگران کسی نخواهد شد که از شدت دلتنگی بمیرد..
دلم میخواهد مدتی طوری زندگی کنم که انگار قرار است همین فردا دیگر میان هیچ جمعی نباشم .
باید بروم و مدتی زندگی کنم بی ترس، بی دلهره

۱۱اردیبهشت۹۷

آنلاين!!

گاهی آنلاینیم بی هیچ دلیلی ...

نه ڪسی هست ڪه حرف بزنی ...
نه چیزی هست ڪه بنویسی ...
گاهی توی دنیای حقیقی ڪه ڪم میاری ؛؛؛
میای توی دنیای مجازی ڪه شاید حضورت حس بشه ...
شاید یڪی بفهمه هستی ...
گاهی تنها جایی ڪه میتونی باشی ؛؛؛
همین دنیای مجازیه ...
همیشه آنلاین بودن به این معنا نیست ڪه
سرت شلوغه و داری حرف میزنی ...
گاهی آنلاین ترین ها ...
تنها ترین هستند ...!

مردهای هنرمند

مردهای هنرمند
قیافه اجق وجقی ندارند
حرف های گنده نمی زنند
ساده ساده هستند
چیزی که یک مردراهنرمندمی کند
حضورزیبای یک زن است!!

غروب جمعه !

غروب جمعه
صدای قدمهای
واژه ها را می شنوم
که سلانه سلانه به سوی
سلولهای خاطراتم می آیند
و باز
دلتنگی های همیشگی
با ذهنم درگیر می شوند
و من
نمیدانم
چگونه باید واژه های دلگیر را
کنار هم قرار داد
تا شعر شوند
برای دلی که بهانه ای برای
یک روز متفاوت ندارد...

اينستاگرام!

نیل آرمسترانگ اولین نفری بودکه به کره ماه پاگذاشت وراه رفت.آن مرحوم ازاین اقدام بزرگ، فقط ۵تا عکس گرفت،امااین جماعت ایرانی تا سر کوچه شون میروندماست وسیگاربخرندبیش از۲۰ تا عکس دراینستاگرام میگذارند...!!!

بنام عشق!!!

سرزمینی پر از شهوت ها و هوس های خیالی و واقعی
آری اینجا ایران است !
به چه چیز باید خندید ؟؟؟
به همخوابی های بدون عشق شب هنگام مادر به پدر برای اثبات عشق ؟
به پوشش خواهر در خانه يا لباس لختی او در مهمانی های شبانه ؟
به غیرت پسر روی مادر يا شوخی های مادری پسر با دوستان ؟
به شب کاری های تازه داماد برای پاس کردن چک تالار ؟
یا به فیلم بازی کردن نوعروس هنگام سکس اول كه تجربه ای نداشته ؟
به دوستت دارم های دروغين دخترک برای تيغ زدن دوست پسرش ؟
شاید هم به گریه و داد مردم از نداری و خریدن ماشین های چند صد میلیونی
در شهر من بکارت همان کاغذ نقره ای رنگ داخل پاکت سیگار است ...!
پاره که شود هر کسی هوس می کند که دست درازی کند ...
پس باید برای سوختن و تمام شدن آماده باشی ...
به زودی دور می اندازنت ...
حتی همان کسی که بسته را خودش باز کرده ...
آری دوست من اینجا ایران است !
سرزمین من ...
سرزمین تو ...
تقصیر هیچ کس نیست !!!
به نام " عشق " جسمت را لگد مال بوسه های هوس آلودشان می کنند و به نام " ناپاکی " فراموشت می کنند ...
به نام " نجابت " باید سکوت کنی و به نام " صبر " از درون ویران میشوی ..

سكوت

گوش کردن (listen) و سکوت (silent) دو کلمه با حروف یکسان هستند که در دوستی خیلی مهم هستند.
زیرا فقط دوستان واقعی می‌توانند به شما گوش بدهند وقتی شما ساکت هستید …

برگه ها بالا!!

سر سطر

بنویس.......؟؟؟
جوانها بیکار....!!
دختران مجرد،........!!
مادران دق مرگ ........!!
پدران سگ دو برای نان......!!
بنویس.........؟؟؟
بابا نای، نان دادن ندارد،
بابا کار ندارد...!
بابا سهمی برای استخدام ندارد...!
بنویس .......؟؟؟
آن بچه سرطان دارد....!
هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است،
خانه ی آنها پایین شهر است ،
اشک چشم های مادرش مروارید دارد ،
بنویس......؟؟
تلاش ما بی ثمر است !
صاحب خانه بابا را جواب کرد...!
حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود ، اما...؟
بابای من پول قبض آب و برق را ندارد.!
بنویس......؟؟
پسر همسایه ما از گرسنگی "مرد" ...!
اما در مجلس ختمش گوسفند سر بریدند..!
بنویس......؟؟؟
در سرزمین من همه..؟؟
یا سنگ می فروشند ...!
یا سنگ می زنند ....!
یا سنگ می اندازند ...!
یا سنگدلند.....!
بنویس.......؟؟
پدر "60"ساله ام نگهبان ویلای اقازاده "20" ساله شده است ،
جوان هایمان از سر نیاز ادعای عاشقی می کنند !
دختر هایمان از نداری خود را الوده هوس نامردان می کنند
بنویس.زندگیمان چه سخت چه آسان ولی به اجبار می گذرد !

برگه ها بالا